ميرزا محمد حيدر دوغلات

446

تاريخ رشيدى ( فارسي )

از افق حضرت نصرت طلوع نمود « 1 » بار ديگر يسال كرده نزديك قلعه رفتند . چون در قلعه ماحصلى چندان به غير لشكر جريده ديگر هيچ نبود برگشتند و در توقوراق « 2 » نزل فرمودند . روز ديگر از آب قراتازغون گذشته بوريا « 3 » و تيراك كه از مواضع متعلقات يانگى حصار است نزول فرمودند و در اين منزل ، كوچ از عقب آمد . كوچ را همانجا گذاشته بر در قلعه يانگى حصار رفتند . مردم يانگى حصار از قلعه بدر نيامدند مگر پيادهء چند كه در ته قلعه ايستاده بودند . ميدكه بهادر كه نام او مذكور شده است و خواهد شد ، حمله مردانه برد . چون جاى محكم بود برگشت . ساعتى ايستادند برگشتند . چند روز در همان حدود هر جا نقل مكان مىكردند گمان آن داشتند كه ميرزا ابابكر سامان لشكر كرده خواهد آمد . قريب دو ماه در آن حدود گشتند از ميرزا ابابكر هيچ خبر ظاهر نشد . در خلال اين حال ، ميرزا على طغاى و حاجى ميرزا و از هر جماعتى چند كس جدا شده به طرف ( 204 ر ) كوه‌هاى ساريق قول تاخت بردند ، مال بسيار و گوسفند بىشمار آوردند . در اين ايام محمد قرغيز آمده غبار مواكب را سرمه وار در چشم كشيد « 4 » و به انواع عاطفت سرافراز گشت و رخصت طلب نمود كه رفته از ياركند خبر تحقيق بيارد . بعضى مردم معتبر را به وى همراه كرده فرستادند . وى رفت ، « 5 » ارسلان باغى را كه دو فرسخى ياركند است تاخت . فى الجمله اولجه و مال گرفته آورد . و خبر اينكه در سامان لشكر سعى مىنمايد 421 و رعايا و باغبانان را اسب و جيبه 422 مىدهد اما آن نوع كه از آن لشكر توان حسابى گرفت ميسر نمىشود . چون خبر را آوردند خان متوجه ياركند شد . « 6 » توجه نمودن سلطان سعيد خان به ياركند و بعضى حكايات كه بدان متعلق است چون خبر ميرزا ابابكر را محمد قرغيز آورد ، همه اهل رأى مصلحت چنان ديدند كه

--> ( 1 ) . نگ : - كه صبح طليعه . . . نمود . ( 2 ) . نگ : توقوزاق . ( 3 ) . نگ : - بوريا . ( 4 ) . نگ : - غبار مواكب . . . كشيد . ( 5 ) . نب : + از . ( 6 ) . نگ : + فصل چهل و پنجم .